به علت خوشگلی ازگذاشتن عکس معذوریم.
سلام به دوستای جیگیلی
خوبین؟
امروزام روزه خوبی بود نا شکر نیستم کلی اتفاق جالب و رضایت بخش.
الان باید من حسابی خوشحال و شاد باشم!!تا چند دقیقه پیش ام عالی بودم ولی یهو اینطوری
شدم.فقط دلم می خواد بنویسم اما نمی دونم چی بگم؟چرا می خوام بگم؟شاید ام دارم چرت
میگم به نظرتون حرفام بی معنی باشه ولی ببخشید همتون اگه آپ بدیه!اگه حوصله شو نداریدن
خونید من فقط اومدم یه چیزایی بگم شاید واسه راحتی خودم ولی اینم آرومم نمی کنه
آخـــــــــــــــــــــــــه خداجون!چرا اینقدر نامردی؟؟اونم به یه آدم چطوری می تونه تحمل کنه
دنیا رو به گند می کشن بعضی از آدما جز کثیفی هیچی نمی شه ازشون دید
اونوقت اسم خودشونو میزارن انسان؟؟؟!!!
به خودشون میگن دوووووست؟؟؟!!!
به خودشون میگن مسلمون؟؟؟!!!
اصلا احساس داری؟؟؟؟
میدونی دلشکستن یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمی دونی هیچی نمی دونی چون آدم نیستی چون..........
اصلا آدم نیستی تو بویی از انسانت نبردی آبرویه انسانا رو ام بردی
می خوای چیو ثابت کنی با این کارات دروغ میگی که چی بشه احمق بوی کثافتت همه جارو
گرفته لایق نیستی که بخوام بهت چیزی بگم
ولی نمی دونم دارم اینارو مینویسم اصلا می گم که چی بشه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!
مقصر خودمم خودم اجازه دادم بهت که هر کاری بکنی
آخه خر کردی خودتو که چی بشه هـــــــــــــــــــــــــــان!!!!!!؟؟؟؟؟؟
بهت چیزی نگفت وای اون روزی میرسه که اونجایی میری که باید جواب کارتو بدی؟؟؟؟؟!!!! اون
موقع است که زجه میزنی میگی که غلط کردی
اینجا و تو این لحظه کسی چیزی نمیگه چون حوصله تو نداشتم نمی خواستم مث خودت باشم خدا
خودش میدونه چی کار کنه هرچی که صلاح باشه البته طبق لیاقتت که ...
خدایا شکر
که بهترین و به انسان ها میدی که در کنارش اون بدا رو خود به خود حذف کنن البته اگه
انسان عاقل باشه !
نمی دونم چی گفتم ولی این همه ی ناراحتیم بود عامل ناراحتیم
یه انسان چه معنی داره؟؟؟
دوست؟؟؟دوشمن؟؟؟؟
عشق؟؟نفرت؟؟؟
وااااااااااااااااااای چه قدر سوال چرا اینقدر گمراهی آخه کی میتونه کمک کنه؟؟؟
خدایا ممنونم ازت واسه بزرگترین و
بهترین
نعمتهایی که بهم دادی همیشه کمکم
کردی و
تنهام نزاشتی![]()
خدایا بزرگیتو شکر عظمت تو شکر ![]()
هنگامه![]()
چه کودکانی هستند که به خاطر نبود امکانات و مخارج
از تحصیل باز موندن،فردا همزمان با "جـشن عاطفه هـا"
همه با هـــم شادی رو به آنها هدیه بدیم !!!!!!!
ستایش![]()
بعد از یه دعوا کوچمولو بین منو ستایش که یه انسان ... باعثش شده بود دوباره رفتیم با
هم بیرون اینقدر خوش گذشت ایــــــــنقدر خوش گذشت
ایــــــنقدر خوش گذشت ![]()
کــــــــه نــــــگو جاتون خالی
سر صبح ساعت ۱۱:۳۰![]()
ناگهان صدایی منو از خواب
ناز بیدار کرد
موبایلم داشت میلرزید . تخت ام میلرزید
گوشی و نگاه کردم دیدم بهله
عسک =عکس ستایشه ![]()
برداشتم:االوو
هنگامه بیــــــــــــــــــدار شو![]()
![]()
من:سلام.بیدار شدم برم به مامان بگم . میام(آخه مامان و بابا بزرگ ام اومده بودن پیشم
ولی من که خواب بودم
)به مامان گفتم و زنگیدم به ستایش که خونه بابابزرگش بود
تا ۱۰دقیقه دیگه آماده شه.من موندم چرا اینقدر آماده شدنه این طولانیه شما میدونین؟
من از اونم که گفته بودم زودتر آماده شدم حالا مگه ستایش آماده میشد 
خلــــــــــاصه آماده شد من رفتم پیشش از اونجا با هم رفتبم آموزشگاه رانندگی
ستایش آیینامه قبول شد ![]()
من نشدم
رفتیم داخل آموزشگاه دیدم بهله
چه باکلاس جای آب سرد کن آب پرتقال گذاشتن![]()

(با عرض پوزش به علت لرزیدن دست ستی عسک کمی تار شده)
خب از اونجا اومدیم بیرون اومدیم منتظر تاکسی بودیم که ییهو=یهو دیدم پسره که با ماشین
تو حرکت بود به اون یکی که تو خیابون بود حرف بد زد بعدشم با سرعت دنده عقب اومد
جلوی پای پسره ترمزکرد پیاده شد![]()
![]()
به هم حرفای بد زدن البته منو
ستایش چشامونو گرفتیم که نشنویم
![]()
زودی تاکسی در بست کردیم رفتیم
مروارید(اسم یه پاساژ) اونجا ستایش خرید داشت یه دوری زدیم اون چیزی که میخواست
پیدا نکرد.رفتیم از عابر پیل=پول گرفت ستایش . تاکسی گرفیتم رفتیم مرسل از تاکسی
پیاده شدیم گفتم :ستایش!!!!
ستایش وقتی که دید![]()
(الان نمی گم چی بود
)
رفتیم داخل پاساژ آسانسور روزدم اومدپایین من رفتم داخل ستایش میخواست بیاد
که..................
آسانسور رفت پایین بیچاره دپرس شد من دوباره رفتم پیشش که با
هم بریم شرکت یکی از آشناهامون حالا تو آسانسور من بودمو ستایش و ۲ تادختر
دیگه ییهو آسانسور وایساد ۳تا آقا شیکم گنده اومدن تو به زور
ما ۴تا اومدیم بیرون![]()
آخه ترسیدیم آسانسور بیوفته پایین خلاصه اونجا ام کارمون تموم شد اومدیم که تاکسی
بگریم چشمون افتاد به همون سوژه ای که واسش خندیدم ستایش ازش عسک گرفت![]()
دیگه حرفه ای شده ![]()
![]()

(به علت زوم کردن زیادی واضح نی عسکش)
ستایش میگفت:پسره روزنامه چبسونده=چسبونده به شلوارش![]()
![]()
تاکسی گرفتیم رفتیم
مروارید سیاه ستایش خرید کرد کمی پیاده رفتیم که بریم مجتمع مینا واسه تنظیم کردن وقت
کلاسامون کارمون تموم شد تاکسی گرفتیم که بریم خونه ستایش گفت بریم اسنک بخوریم![]()
ولی چون دیرمون شده بود کنسل شد و برنامه مکول شد به یه روز دیگه خلاصه تاسکی=تاکسی
گرفتیم اومدیم خونه هامون![]()
![]()
راستی دیروز رفتم MRIواسه گردن و دستم
الانم اینقدر درد میکنن![]()
![]()
خدافـــــــــیظی
هنگامه![]()
در کاسه ای پر از آب میسر است، بدین صورت که اگر تخم مرغ
ته نشین شود سالم است و اگر روی آب شناور شود خراب است؟
خوب واسه خوندن بقیه مطلب به ادامه ی مطلب برین![]()
هنگامه![]()
ببار بارون که دلگيرم ببار بارون که غمگينم خرابه حاله من امشب دارم از
غصه ميميرم![]()
زندگي دفتري از خاطرهاست ...
يک نفر در دل شب .. يک نفر در دل خاک .. يک نفر همدم خوشبختي هاست ..
يک نفر همسفر سختي هاست ، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه
همسفريم...![]()
اميدوارم با اومدن پاييز هر یه دونه برگي كه از درخت مي افته يه دونه از غم هاي
تو ي دلتون كم بشه و ديگه هيچ وقت ناراحت نباشين.![]()
مهرتون افزون... پائيزتون مبارک ...![]()
![]()
-----------------------------------------------------------
به روزهایی که می آیند،با لبخند خوش آمد بگو.روز جدید را به عنوان هدیه ای
اختصاصی از طرف خالقت درنظربگیر که به این علت به تو اعطاشده است که
کار نیمه تمام دیروزت را به پایان رسانی.
عده اي مثل قرص جوشانند در ليوان آب كه بياندازيشان طوري غليان كرده وكف
مي كنند كه سر مي روند اما كافي است كمي صبر كني بعد مي بيني كه
از نصف ليوان هم كمترند![]()
![]()
![]()
چه زیبا گفت
دكتر علي شريعتي
ستایش![]()
دســــــــــــــــت ســـــــــــوت ســــــــوت
دســــت به افتخاره همه ی اونایی که گفتن این موشه![]()
خـــــــــدافــــــــــیظی دوستای گلم![]()
![]()
امروز داشتم تو باغ بابابزرگم قدم می زدم که یهو
اینو دیدم و با جستجوی فراوان کشف کردم چیه![]()
من میدونم می خوام نظر شما رو ام بدونم
.
(میدونم خیلی زشته
ولی کنجکاوام دیگه شرمنده
اگه کسی خوشش نمییاد ازش
)
الانم چیزی نمی گم حسابی فکر کنید چند روز دیگه
میگم بهتون![]()
این بچه کدوم حیونه؟؟؟؟؟![]()



هنگامه![]()
خـــــدافـــــــــیـــــــظــــــی![]()
![]()
دوستای
جیگیلی
حسابی بیکار شدم می خوام امسال و به عبارتی فقط خوش
بگذرونم.آخه بابا و مامان فرمودن که نمی خواد بری دانشگاه
راه دور.کارم شده بوده بود شبانه روز پیاده روی کردن رو عصاب
این دو گل عزیزم.که طی دو روز آینده منو قانع کردن(
همون
خرم کردن خودمون
)
مامانم بغلم کرد
و گفت:
هنگامه از ته ته
دلم راضی نیستم که بری جات خیلی خالی میشه(آخه همه ی
شلوغیه خونه با وجودمن ایجاد میشه
)و یه خیلی دیگه از این
حرفایی که مامانا بچه هاشون لوس میکنن.
توضیحی کوتاه:من بچه آخریه ام و به قول بعضی ها لوس باببام![]()
حالا بریم سراغ بابام که بگم چی گفت:هنگامه وقتی تو خونه
نیستی انگار من یه چیزی گم کردم
من گفتم:بابا
بابا:جانم
من:یعنی از ته ته دلتم راضی نیستی که برم دانشگاه؟؟؟
بابا:چرا هستم ولی دور از خودم نه.طاقت ندارم باباجان.امسال
بشین بخون
تا تو شهر خودمون قبول شی
توضیح کوچولو:آخه من تو انتخاب رشته ام واسه اینکه بابام ایران
نبود خودمو لوس کرده بودم فقط ۲ تا تو شهر خودمون
زدم
منم گفتم:چشم بابایی پس دیگه گیر نمی دم![]()
![]()
بابا:آفرین
مامان:
حالا ام شدم بی کار.می خوام دیگه واقعینی
آیین نامه رو بخونم تا
بعد برم کلاس گیتار کامل شه![]()
راستی ستایش زهره ام رفتن ثبت نام کردن تبریز.البته ستایش
ترو اولشو غیر حضوری برداشته برنامه ام فعلا همینه.اگه برنامه
تازه ای پیش اومد حتما مییام میگم بهتون
خـــــــــــــــــدافـــــــیــــــــــظـــــــــــــــی
چيزي كه مسلمه اينكه همه آدما روزي به اشتباهاتشون پي ميبرن.![]()
اينو هيچكسي نمي تونه كتمان كنه.
دير يا زود![]()
اونايي كه زود ميفهمن خدا يه فرصت بهشون ميده به اسمه جبران.![]()
اما واي به حاله ادمايي كه دير ميفهمن،يه چيزي هيچ وقت رهاشون
نميكنه به اسمه عذاب وجدان
من وقتي ميفهمم اشتباه كردم
استرسه عجيبي ميگيرم
نمي دونم هنوز فرصته جبران دارم يا نه؟!
اميدوارم اين دفعه دير نشده باشه ![]()
اميدوارم...!!!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
ستایش![]()
سلام.
همون روزی که پای مهرسا چاقو خورد تقریبا چند روزی طول
کشید تا هستی مهرسا رو ببینه.بعد از اینکه دیدن همو هستی
هر چی به مهرسا اصرار کرد که جای چاقو رو بهش نشون بده
هرسا گفت نه نمی خواد نمیشه
هستی ام که طبق معمول خودشو قانع می کرد که حتما
خجالت میکشه و ...
خب حالا بریم یکم تو دوستی مانی و هستی فضولی کنیم:
کار این دوتا شده بود فقط ا ام اس بازی
هستی وقتی از مانی می خواست که صداشو بشنوه و اگه
نشه قهر میکنم و...
مانی خودشو می زد به موش مردگی و حرفایی که هستی
رو خر کنه از اونجایی که هستی به راحتی خر نمیشد مهرسا
می یومد و دخالت میکرد که هستی تورو خدا کوتاه بیا این
همش منو اذیت میکنه آخه من چه گناهی کردم که یا خونواده
حنیف منو بزنن یا مانی باهام دعوا بگیره
و از اونجایی که هستی اصلا طاقت ناراحتی مهرسا رو نداشت
بازم به اجبار قبول می کرد حالا هستی ام که دیگه حسابی به
مانی عادت کرده بود نمی تونست بی خیالش شه
مانی ام شبانه روز خونه مهرسا اینا بود تا به هستی بتونه
اس ام اس بده.
مانی:سلام هستی من.خوبی ..............
(از حرفای دختر خر کُن)
هستی:سلام عزیزم. میسی تو خوبی؟
(راستی فراموش کرده بودم که مانی با سرور ام
اس ام اس بازی میکرد به قول خودش جای خواهرش)
همش مانی سعی می کرد یه طوری بین این 3 تا دوستو
خراب کنه ولی بیشتر سعی داشت رابطه هستی رو با
سرور خراب کنه
چند بارم هستی به نحوه های مختلف مچ مهرسا رو گرفته
بود آخه مشکوک بود به مهرسا که اون داره به جای مانی
بهش اس ام اس میده آخه همیشه مهرسا به هستی
می گفت که نمی خواد هیچکی هستی رو ازش بگیره حتی
وقتی ازدواج میکنه(ببخشید که مث قبل نمی نویسم آخه
فقط می خوام یه طوری تمومش کنم این داستان خیلی تلخ
از اولش نوشتنش اشتباه بود)
بعد از 4 ماه که حسابی هستی به مانی عادت کرده بود گفت
که دیگه نمی خواد با مانی باشه
آخه بهش ثابت شده بود که مهرسا همون مانیِ ولی هرچی به
مهرسا گفت قبول نکرد
الانم هستی تقریبا رابطشو با مهرسا قطع کرده
راستی فراموش کردم بگم که مهرسا به هستی گفته بود
سرطان خون داره و مهش خون بالا میاره بر اثر کتک خوردن
از خونواده حنیف خلاصه همه ی حرفای مهرسا دروغ بود
و قصدش فقط نگه داشتن هستی بود که به بدترین نحو اونو
فقط داغون کرد
(این داستان خیلی خلاصه بود نمی خواستم زیادی ناراحتتون کنم)
هنگامه![]()
تهران آغاز شد.مدیرعامل سازمان زیبا سازی شهرداری تهران اعلام كرد:
با صرف اعتباری بالغ بر 300 تا 400 میلیون تومان عملیات شستو شوی برج آزادی آغاز
و این عملیات ظرف دو تا سه ماه آینده به پایان میرسد وی با یادآوری این كه برج آزادی
از 20 سال پیش تاكنون شسته نشده بود، افزود: با كارشناسی انجام شده، مقرر شد
شستوشوی برج به صورت علمی و با استفاده از تكنولوژی روز دنیا انجام شود. این در
حالیست كه در این عملیات، علاوه بر شستوشو، بندكشیهای بین سنگها نیز مرمت و
لایهای به منظور محافظت از سنگنمای برج در برابر آلودگیهای شهری، بر روی آن كشیده
میشود.شهردار منطقه 9 تهران بیان داشت: این فقط یک شستشوی معمولی نیست
زیرا پس از شستن این برج از مواد نگهدارنده ای استفاده میشود که تا 10 سال دیگر
پاکیزگی آن را بیمه می کند. مواد نگهدارنده از خارج کشور وارد شده و پیمانکاران آن به ما
تضمینهای لازم را در این باره داده اند. تمامی جوانب کار سنجیده شده و این برج با
تکنولوژی های روز دنیا و افراد تعلیم دیده شده شستشو می شود.
هزینه اولیه شستشوی برج آزادی در فاز اول 400 میلیون تومان برآورد شده است و
شهرداری تهران برای ترمیم کاشی کاری ها از هنرمندان بزرگ اصفهان درخواست
همکاری کرده است و آنها در اجرای این طرح حضور خواهند داشت. در شستشوی
این برج از روش معلق در هوا استفاده می شود








پیشینه ای از احداث برج آزادی تهران
میدان آزادی تهران یا همان میدان شهیاد سابق با وسعتی در حدود ۱۵ هزار مترمربع
بزرگ ترین میدان در تهران و همچنین در میان کشورهای خاورمیانه است که برج آزادی
را در خود جای داده است. برج آزادی در سال ۱۳۴۹ توسط مهندس حسین امانت معمار
ایرانی بعنوان نماد پایتخت ساخته شد. در سال ۱۳۴۵طرح یک نماد معرف ایران بین
معماران ایرانی به مسابقه گذاشته شد که در نهایت طرح آقای امانت، بیست و شش
ساله از دانشگاه تهران برنده و برای ساخت انتخاب شد. عملیات بنای برج آزادی در
یازدهم آبان ۱۳۴۸ آغاز و پس از بیست و هشت ماه کار، در ۲۴ دیماه ۱۳۵۰ با نام برج
شهیاد به بهره برداری رسید. برج آزادی در ایران، نمونهای از نماد و نشانههای شهری
است که معماری شاخص آن تلفیق طاقهای معماری قبل و بعد از اسلام را بعنوان
نمادی مدرن و چشم نواز جلوه گر می کند.
:: تصویری قدیمی از زمان ساخت میدان آزادی تهران در سال 1349 ::

هنگامه![]()

سلام به برو بچه های عزیز و طرفداران با حال دوست داشتنی
چطوری یا نه چه خبر از هیچ کجا اگر بدونید من کی ام میدونید
من کی ام یا بگم کی ام اگر میدونیدکی ام دیگه نگم کی ام اما
میدنم که میدونید کی ام و یادتون نیست کی ام یعنی باید بگم
کی ام من
من......
من....
من...
همون کی ام دیگه
بابا من جدی میگم کی ام . ستاره سهیل نشم دیگه یعنی
زهره ام . دیر از اسمون افتاده ام پایین بابات دیر اپ شدنم
مرا ببخشید از همتون خجالت میکشم اما خب جبران میکنم ![]()
![]()
![]()
![]()
میدونم از این که من نبودم نارحت بودین اما حالا که
اومدم پس دست و بزن به افتخارم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
زهره
متاسفانه سایت رو برداشتم. چون میخواستن فیلترم کنن.
یعنی وبلاگمو میخواستن فیلتر کنن
هرکی خواست بگه که اسمشو واسش کامنت بذارم![]()
سلام بچه ها.
داشتم تو نت میچرخیدم که یه سایت صکصی توجه منو
به خودش جلب کرد

گفتم بذارم اینجا که شما ها هم مستفیض بشین![]()
![]()
ستایش![]()
![]()